شعر

به من محبت کن ..که ابر رحمت اگر در کویر می بارید..به جای خار بیابان ،بنفشه می روید

متا

 

14 دی 1387

نمی دونم از کی و دقیقا چرا، ولی تا یادم می آید اینویز بالا می اومدیم و اینویز می رفتیم .. توی این مدت  هم بار ها انواع و اقسام فحش ها خورده ایم به همین دلیل ! تازه پا را فراتر گذاشته و علاوه بر این خاموش آمدن همیشگی ؛اسمم را از لیست خیلی ها حذف کرده ایم با برنامه ! و به عده ای خاص کسی نمانده !
دیشب خوابم نمی برد یعنی دو شبه  درست خوابم نمی بره و بعد از مدت های آنلاین شدیم اونم روشن ! از پس که عادت نداشتیم حسی که به آدم دست می داد مثه این بود که با مایو توی خیابون رفتیم !

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

نظرات (3) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 10:49 بֽظֽ
8 دی 1387

این سری توی تنهایی ام به کسی باج ندادم و به همین خاطر الان احساس گناه، ترس و .. نمی کنم و اصلا هم از الان پشیمون نیستم .جدا از مشکلات و تکراری بودن های مسخره این روز ها که  حتی نزدیک ترین ها هم خودشون رو به کوچه علی چپ زده اند و یکی با چرخ و دیگری با دین زندگی می کند ! جدا از تمام خاک مرده ای که به همه اطرافم پاشیده و یه حس مریض و مرده رو به وجود آورده!جدا از تمام حسرت هایی که  هر روز می خورم و توی خودم می ریزم به خاطر احترام !
یک بار سادگی کردم و به تاراج بردنش

تمام سهم عشقم را می بخشم این بار

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 1:29 قֽظֽ
29 آذر 1387

خاطراتم همه گرم هستند حتی در یکی از روزهای سرد و بی رمق پاییز
خاطراتم همه گرم هستند با سلام های گرم ،دست های  گرم و تمام دیوار نوشت  دوست داشتنی !!
و .... 
 

نظرات (8) | لینک مطلب | ترک بک(0) | نویسنده : amin | ساعت 11:38 بֽظֽ