|
نمی دونم از کی و دقیقا چرا، ولی تا یادم می آید اینویز بالا می اومدیم و اینویز می رفتیم .. توی این مدت هم بار ها انواع و اقسام فحش ها خورده ایم به همین دلیل ! تازه پا را فراتر گذاشته و علاوه بر این خاموش آمدن همیشگی ؛اسمم را از لیست خیلی ها حذف کرده ایم با برنامه ! و به عده ای خاص کسی نمانده ! |
|
این سری توی تنهایی ام به کسی باج ندادم و به همین خاطر الان احساس گناه، ترس و .. نمی کنم و اصلا هم از الان پشیمون نیستم .جدا از مشکلات و تکراری بودن های مسخره این روز ها که حتی نزدیک ترین ها هم خودشون رو به کوچه علی چپ زده اند و یکی با چرخ و دیگری با دین زندگی می کند ! جدا از تمام خاک مرده ای که به همه اطرافم پاشیده و یه حس مریض و مرده رو به وجود آورده!جدا از تمام حسرت هایی که هر روز می خورم و توی خودم می ریزم به خاطر احترام ! |
|
خاطراتم همه گرم هستند حتی در یکی از روزهای سرد و بی رمق پاییز |